خیره می شوم به سقف به یک دل پر از حرف خیره به سفیدی محض به این همه دل سنگ خیره می شوم به تو ! به عکس خشک توی قاب خیره می شوم به خواب به رویاهای روی آب خیره می شوم به یاد که می برد مرا تا خیال خیره می شوم به هیچ ! خیره می شوم ... و می روم به ژرف به زندگی بدون عقل بدون شادی و امید بدون جنگ خیر و شر بدون این همه تضاد بدون مرگ ... بدون عشق ... بدون دوستی یا فریب بدون این همه واژه غریب ! و داستانهای عجیب پری و غول و عشقشان دروغ بافی برای کودکان می روم به ژرف ! بدون ترس ... خیره می شوم و می روم ... تقدیم به 8812 
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 4:21 بعد از ظهر توسط جوجو |