تبليغاتX
به نام اشک - دنیای سپید

به نام اشک

( تمام نوشته های این وبلاگ توسط جوجو گفته شده)

خسته ام از این دنیای تاریک

خسته ام از آسمان بی ستاره

خسته ام از دلتنگی های همیشگی

خسته ام از فروخوردن غم ها و حرفهایم

خسته ام از واژه های دروغین

خسته ام از بهانه های تکراری برای گریه های هرشبم

 خسته ام از دست تقدیر که باز انگار با تو بودن را برایم رقم زده است . . .

خسته ام و خستگی هایم پایانی ندارند

قلم سیاه را بر زمین می گذارم

قلمی از روشنی بر می دارم

تمام خستگی ها راخط می زنم

و از دنیایی تازه می نویسم

دنیایی سپید و پاک

با آسمانی آبی و ابرهایی مانند پنبه

من آنجا را دیده ام

آری ... دیده ام

همانجا که کوه هایی دارد پر از خاطره

و دشت هایی به وسعت آسمان

خاطره هایی سبزتر از بهار

و آسمانی صاف تر از آینه

آنجا را دوست دارم

دوست دارم و از دوست داشتن آن خسته نخواهم شد

امروز با تقدیر آشتی خواهم کرد

به تو فرصتی دوباره خواهم داد

واژه ها را از نو خواهم نوشت

و بهانه ها را دور خواهم ریخت

ستاره ها را خواهم شمرد

پنجره را باز خواهم کرد

نسیم را به خانه ام خواهم آورد

می دانم که قاصدک ها هم از راه خواهند رسید

و برایم خبرهای خوشی خواهند آورد

می دانم !

امروز روزی تازه خواهد بود

برای ما . . . !

 تقدیم به 1331

+ نوشته شده در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 5:20 بعد از ظهر توسط جوجو |